تبليغاتX
آزادکیش

توی اتوبوس بنز قدیمی نشسته بودم و مسیر چهارساعته ایرانشهر-زاهدان را پنج ساعته و نیمه میامدم. شب که رسید و راه از نیمه گذشت، شاگرد راننده عنایت کرد و فیلمی گذاشت تا ملت بهره مند بشوند.

پناه بر خدا، باز هم فیلم هندی. فیلمی بود مثل بقیه فیلم های هندی. باز هم روی اعصاب من راه میرفت. یادم آمد که از کشور هند چقدر ذهنیت بدی در ذهنم نقش بسته چرا که بیشترین چیزی که از هند دیده ام همین سینمایش است. همان اولش چند تا فحش نثار هندوستان کردم و  "مرگ بر هند" سر دادم. ناخود آگاه "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل" و ... یادم آمد. دیدم ما که مردمی هستیم که این همه "مرگ" نثار دیگران می کنیم، حالا از این زاویه ای که هند خودش را به ما میشناساند اگر به هند نگاه کنیم، چرا یک "مرگ" هم نصیب او نکنیم؟!! درست است که هندی ها سیاهند و آمریکایی ها و اسرائیلی ها و انگلیسی ها و... سفیدترند اما ما از سر نژادپرستی مرگ را نثار هندی ها نمیکنیم. ما مثلا از آن جا که آمریکا را ستم کار می دانیم میگوییم "مرگ بر آمریکا" اما فقر و بدبختی و ستمی که در فیلم های هندی میبینیم به مراتب بیشتر از فیلم های هالیوودی و اروپایی است پس چرا نگوییم "مرگ بر هند" ؟!!!

گاه گداری این جا و آن جا می شنویم و میخوانیم که فلان فیلم هالیوودی چنین است و چنان است و این توهین به مردمی خاص است و توهین به دینی خاص و ... . واقعا هم گاهی وقت ها این حرف ها را باور می کنم. اما حالا که سینمای هند خود توهینی است به شعور بیننده و لکه ننگی است بر پیشانی هنر هفتم، چرا "مرگ بر هند" سر ندهیم؟!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 اسفند1387ساعت 2:39 توسط سروش پارسا |