تبليغاتX
آزادکیش - بر باد مده

می خواستم وبلاگم جایی باشه که خیلی از نوشته های شاید صرفا سیاسی ای که می نویسم توش نباشه... تا این جاش هم خیلی از نوشته هایی رو که برای نشریه های دانشگاه می نوشتم، تو وبلاگم نذاشتم. اما دیگه تصمیم گرفتم بیشتر چیزایی که می نویسمو بذارم اینجا. آخه این روزها مطلب کم می نویسم. باید یه جوری وبلاگمو به روز کنم. خودم از این تغییر رنگ و بو ناراحتم.

این مطلب با کمی سانسور، تو نشریه کاغذاخبار انجمن اسلامی زاهدان، چاپ شد.

چندی پیش در خبرها شنیدم امام جمعه موقت مشهد -آیت الله علم الهدی- خواستار جلوگیری از برگزاری هر گونه کنسرتی در شهر مشهد شده بود و دعا کرده بود که آن شهر عاری از این چیزها شود. بی درنگ به یاد ابرچهره فرهنگی ایران، استاد محمدرضا شجریان افتادم. استاد مشهدی است. به این اندیشیدم که اگر تاریخ مشهد را بنویسند و از بزرگانش یاد کنند، بی شک شجریان را از قلم نخواهند انداخت و از آقای علم الهدی نمی دانم که چیزی گفته خواهد آمد یا نه؟ هر چند تاریخ فقط از نیکان یاد نمی کند که بَدان نیز در آن سهمی نه اندک دارند. به این اندیشیدم که اگر از فرهنگ ما موسیقی را بگیرند، چه دارند که بدهند و جای خالی والاترین هنر انسانی را پر کنند؟ به این اندیشیدم که اگر بازگشتی باشد و تاریخ دوباره آغاز گردد، چه می شد اگر قاطبه اهل صورت را چون آیت الله سراج (پدر حسام الدین سراج، خواننده و موزیسین) گرایشی عمیق به موسیقی می بود؟ چه می شد اگر تقدس موسیقی نه فقط در یارسان کرماشان (کرمانشاه) که در همه جای جغرافیای ما می بود؟ چه می شد اگر دنیا را از زاویه بدبینی نمی نگریستند و زیبایی ها و هنرها را گمراه کننده نمی دانستند و خوار نمی کردند؟ و ای کاش آنان که با دل نهادن به اسطوره آدم و اندیشه های سامی، دنیای بی موسیقی ای را آرزو داشتند، چنین می پنداشتند که «ما همه اجزای آدم بوده ایم/ در بهشت این لحن ها بشنوده ایم».

ولی افسوس، جماعتی عمده تاثیر را بر تاریخ ما نهادند که «نظر حرام بکردند و خون خلق حلال». ای کاش می شد تاریخ دوباره آغاز گردد، اما باز هم موسیقی موسیقی باشد و این بار خون ریزهامان هنردوست باشند و کوردل هامان تامل گر. ما را از چه نعمت هایی محروم کردند، افسوس، از چه زیبایی هایی، از چه نعمت هایی، چه استعدادهایی.

نمی داند، نمی تواند که بداند موسیقی چیست، آن که چشم بسته و پیش از مطالعه و پژوهش، برای همه چیز حکمی آماده دارد. چگونه خواهد دانست که موسیقی جلوه ای از انسان متعالی است؟ که تعالی یک جامعه، بی هنر شدنی نیست؟ ای کاش بداند و ای کاش تر منافعش بگذارد تا بیش از این بر بادمان ندهد...

+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 15:27 توسط سروش پارسا |